شرح بعدا . .
به بهانۀ زادروز حکیم عمرخیّام
-
شنبه ای بود سرد با ابرهای تیره و بادِ سردِ بی رحم. اوّلِ صبح وارد کلاس شدم.
بچّه ها دور بخاری نفتی جمع شده و سعی در گرم گردن دستان یخ زده شان را داشتند
...
۲ روز قبل
۳ نظر:
سلام امیر جان.آقا مرسی که به وبلاگم اومدی.این عکس که تو بالای وبلاگت هست خیلی قشنگه کوجه قشنگیه.
آقا بیشتر بنویس.مخلصیم!
جالب بود این پستتون
خوبه که میتوانید موزیک در بلاگتون بگذارید!!!
-----
و اما دنیای ساعتها
باید بگویمتان که زمان با ساعت یا بی ساعت میگذرد...
سلام من دخترو هستم که قبلآ در ورد پرس می نوشتم . وردپرس اذیت میکنه گاهی..واسه همین تو بلاگفا مینویسم...
ارسال یک نظر