شبانه
مرگ من سفری نیست،
هجرتی است
از وطنی که دوست نمی داشتم
به خاطر نا مردمانش
آئین مردمی
از دست
بنهاده اید؟
پر پرواز ندارم
اما
دلی دارم و حسرت درناها
و به هنگامی که مرغان مهاجر
در دریاچه ماهتاب
پارو می کشند،
خوشا رها کردن و رفتن؛
خوابی دیگر
به مردابی دیگر!
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریائی دیگر!
خوشا پر کشیدن خوشا رهائی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهائی!
آه ، این پرنده
در این قفس تنگ
نمی خواند
از شعر شبانه احمد شاملو
گل پنیرک یا دویمه گولو یا اَمَن کؤمه جی
-
گل پنیرک
پنیرک، گل های بنفش خوش رنگ، برگ های سبز لطیف، دانه های گرد شبیه به دگمه
دارد. بچه که بودیم، مادربزرگم ما را برای چیدن این گل ها بیرون می فرستاد...
۱۴ ساعت قبل
۱ نظر:
شاملو، نامی که هرگز از ذهن و دل ما پر نخواهد کشید.
ارسال یک نظر