کوچه ای هست که قلب من آن را //
از محلههای کودکی ام دزديده است
۱۳۸۹ تیر ۲۲, سهشنبه
شهروند افتخاری . . .
جام جهانی با آنکه با قهرمانی اسپانیا به پایان رسید اما هنوز دو پدیده آن همچنان خبرسازند وصفحه های مطبوعات و دقایقی از برنامه های رسانه های صوتی و تصویری را بخود اختصاص داده اند . نکته قابل توجه اینکه تا یکماه پیش که بازیها شروع بشود بجزدر آلمان آنهم تعداد محدودی این دو را میشناختند ولی الان هر دو چهره جهانی گشته اند. آری صحبت از توماس مولر آقای گل و بهترین بازیکن این دوره از بازیهاست که تا سال پیش که به تیم بایر مونیخ آلمان بپیوندد در تیم دست چندمی توپ میزد و دیگری هم پل هشت پای دوست داشتنی پیشگوی هم استانی و همسایه ما میباشد که اوهم تا چند ماه پیش در اکواریومی در اوبرهاوزن از این گوشه به آنگوشه خودرا میکشید و خواب دریا میدید و هرگز فکرش را هم نمیتوانست بکند و حتی در آن خوابهایش نمیدید که غولهای تلویزونی برک نیوزی بخاطر عشوه گری های او داشته باشند. پل راستگو که خودرا برای آلمانیها گوشت تلخ کرد و برد اسپانیا را اعلام کرد, حال محبوب اهالی اسپانیا گشته تا جایی که یک شهر کوچکی در شمال آن کشور بنام کارابالینوCarballiño قرار است شهردارش کارلوس مونتس Carlos Montes به اوبر هاوزن بیاید و پرچمی که سمبل شهرش میباشد را همراه بیاورد و شهروندی افتخاری شهر را به پل هشت پا اعطا کند و لازم به توضیح است که این شهر اصولا از صید هشتپا و تهیه غذا از ان اموراتش را میگذراند. آقای شهر دار همچنین در این سفر از مدیریت اکواریوم خواهد خواست که با پیشنهاد بازرگانی از شهرش موافقت کنند و روز 8 آگوست که جشن رستورانها در شهرش میباشد و 14000 نفر میهمان یا مشتری دعوت شده اند پل هشتپا را به آنها چند روزی قرض دهند تا باعث گردد عده زیادی بیایند. بازرگان یادشده که کارخاته ماهی و شیلات دارد میگوید نیازی نیست که آلمانیها بترسند که پل سر از قابلمه و . . . در آورد تبدیل به غذایی خوشمزه گردد . او که قبل از بازی فینال برای خرید پل از آلمانیها 30000یورو پیشنهاد کرده بود بعد از گل اینیستا Andrés Iniesta مبلغ 5000 یورو هم به آن افزوده است که صاحبان پل آنرا رد کردند و در عوض برای قدر دانی با قرار دادن کپی از جام در آکواریومش برایش محیطی آرام و بدور از استرس این یکماهه فراهم نموده اند تا این هشتپای فداکار که میلیارد ها نفر را در جهان باعث شادیشان گشت باقیمانده عمرش که متاسفانه کوتاه نیز میباشد با آرامش بپایان ببرد . پل ایکاش میدانست اگر در جام بعدی نیست اما تا زمانی که جام جهانی در جریان باشد اونیز همچنان یادش زنده خواهد ماند و ابدی خواهد شد.
سالی که گذشت
-
سالی سرشار از تنش و مرگ و جنگ و حق کشی وگردنکشی. دیگر آدمی دلش نمی آید که
بگوید:« صد سال به این سالها» سال جدید شروع شد. سالی که آسمان آب زلالش را از
...
اختلاف من و مولانا روی حضرت علی
-
علي، عمرو را از پا درآورد و نزد رسول خدا آمد. پيغمبر صلي الله عليه و آله
پرسيد: «چرا هنگامي كه با او روبه رو شدي، او را نكشتي؟» علي عليه السلام در
پاسخ گ...
دو داستان
-
-----------
در آکادمی داستان و رمان گردون، حسین امیریعقوبی یکی از بهترینهای من است؛
یکی از امیدهام در ادبیات داستانی ایران، یکی از داستاننویسانی که در...
تظاهرات ضد نژادپرستی و تورک ستیزی در ایران
-
سهشنبه ۱۹ آبان ۱٣۹۴ - ۱۰ نوامبر ۲۰۱۵
ساوالان سسی: روز دوشنبه ۱۸ آبان، معترضین مدنی تورک در شهرهای مختلف
آذربایجان، تهران و دیگر مناطق ترک نشین کشور به خ...
اینجا «تنهایی» عادلانه تقسیم میشود
-
باز به سرودن رسیده ام دفترکم! کوچه های ذهنم که حجمی از سرگذشت یک نسل بود
دیگر خالی شده اند دارم باور میکنم پاهایم نباید از کلیم خیالم بالاتر رود و
صدای قلب...
اندر احوالات شیخ بالد
-
مریدان شیخ بالد در وصف او چنین گفتند که در اصل از میسیونرهای مستفرنگ بود به
نام اسقف استپانوس که به نیت اشاعه کفر به ام القرا وارد شد که از قضا اربعین
بو...
برای آنها که در ( دهه ی شصت ) کودکی کرده اند.
-
اینقدر به من نگو « نوستالژی باز » ،
وقتی
در زادگاه « پت و مت » زندگی می کنم ،
نمی توانم از آن بگریزم!
وقتی « تام »با دوستم ازدواج کرده
و « جری » همسایه ی ...
چرا محمدي زاده را زياد مقصر نمي دانم !
-
يك هفته از رفتن محمد جواد محمدي زاده از سازمان محيط زيست مي گذرد. در اين يك
هفته به اين مي انديشيدم كه چرا آقاي محمدي زاده كه روز ورودش به سازمان با
اون اس...
تهران قدیم
-
تهران قدیم…. درود بر تو : من و فرندانم در تهران بدنیا آمدیم و شناسنامه
هایمان از تران صادر شده است تهران قدیم و
جدیدhttp://www.youtube.com/watch?v=bC...
برای آبی ترین آبی ها و زلال ترین زلال ها ناصر خان
-
از روزی که با خبر شدم ناصر خان حال خوشی نداره و بستریه هروقت که کامپیوتر
را روشن میکردم ترس و حشتی وجودم را میگرفت که با خبر پرواز عقاب آسیا روبرو
بشوم. ا...
ایمان
-
ایمان! همیشه برام سوال بود ایمان داشتن یعنی چی وقتی امروز از خواب پا شدم
معنی شو تمام فهمیدم
همه ی سلول هام بهم میگن داری درست میری دارن میگن دیدی آخرش شد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر