۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

از گوشه و کنار . . .

تصویر دخی قناری من
ازخبرهای مربوط به خانه پدری اگر بخواهم اشاره کنم زیباترینش همان عید فطر بود که حال ما مسلمانان ایرانی تنها امتی از اسلامیان میباشیم که در ظرف 24 ساعت دوبار فطر را جشن گرفتیم و این اگر در کتاب رکوردها ثبت نگردد در تاریخ حتما درج خواهد گردید و تنها آرزو اینکه ایکاش آنهایی که توانش را داشتند فطریه خود را ه دوبار ادا کرده باشند که تا سفره های خالی که هر روز بر تعدادشان افزوده میگردد در این دوروز رنگی به خود گرفته باشند.


خبر بعدی که از میهن رسید و دنیای هنر را به ماتم فرو برد پرواز زود هنگام مشکاتیان بود که بقول بلوچ عزیز عیدمان را عزا کرد و برای تسلی خویش واگر بگوش بازمانده هایش برسد یقین دارم که پرویز در هجرتش به ملکوت و عرش حتما ساز خودش را همراه برده تا با آن روح ساکنان آنجا فرشتگان را چون ما زمینیان نوازش دهد با این اطمینان که عرش نشینان بیشتر از ما هم قدر خودش را و هنرش را خواهند دانست.
جایگاهش راحت و روانش شاد باد

خبر برون مرزی که افتخاری برای تمامی ما که ملیت ایرانی را دنبال میکشیم بردن جایزه امی شهره آغداشلو بود اگرچه دیر بود و حق او در اسکار پایمال شد اما بالاخره هنرش در بین غولهای هالیوودی بثبت رسید که این پیروزی را به او و تمام هم میهنان تبریک میگویم .



خبر دیگری که روزنامه های اینجا به آن به جا بهای زیادی داده بودند 75 ساله شدن سوفیا لورن بود که به ادعای آنهایی که این هنرپیشه زیبا و پر قدرت سینمای ایتالیا را از دیر باز میشناسند و هنرش و زیبایش را تحسین میکنند اورا همچنان در هفتاد و پنج سالگی زیبا میدانند من خود از سوفیا چند فیلم دیده ام که دوتای آنرا هرگز فراموش نمیکنم که اولی دوزن که جایزه اسکار را برای او به ارمغان اورد و دومی که سوگلی من میباشد و هنوز لطافت داستانش را حس میکنم فیلم یکروز بخصوص وی میباشد حال که صحبت از سوفیا شد برای آنهایی که نمیدانند زمانی که او شانزده سال بیشتر نداشت و در مسابقه انتخاب دختر زیبا میخواست شرکت کند بخاطر فقر و نداری برای مسابقه یادشده لباس اورا از پرده آویزان خانه مادر بزرگ او دوختند که میتوان گفت چه کسی آنزمان میتوانست حتی فکرش را بکند او زمانی به چنین معروفیت و محبوبیتی برسد و برای خانمهای خواننده وبلاگ امیریه سوفیا لورن در پاسخ به راز زیباییش دلیل آنرا اسپاگتی و عشق میگوید و اینکه از چه چیز خودش خوشش نمیایداز درازی نوک بینی و بزرگی دهانش شکوه میکند.

واما آخرین خبر که درمقدمه این نوشته اشاره کردم هدیه ایی به دوستانش نامیدم این خبراست
که دیروز درج آگهی ترحیمی در یکی از مشهورترین روزنامه سیاسی آلمان بنام روزنامه جنوب آلمان „Süddeutschen Zeitung“., شهر مونیخ را که مشغول بزرگترین جشن دنیا میباشد به ماتم نشاند طوری که خوراکی شد و سوژه ایی برای نشریات و وبسایتها . . .که من از روزنامه بیلد که در ترجمه های قبلیم از این روزنامه مطالبی درج کرده ام, نوشته ام که بیلد Bild پر تیرازترین روزنامه اروپا میباشد این روزنامه با چنین عنوانی این خبر را درج میکند.
بع بع آلمان با از دست دادن گوسفند نامی خود غمگین شد
برای سرافینا„Seraphina“ گوسفند ,مانند هر کسی در روزنامه بنام آلمان روزنامه جنوب توسط برنهارد فریک Bernhard Fricke وکیل و عضو سابق شهرداری مونیخ فعال حمایت از حیوانات و محیط زیست آگهی ترحیمی بچاپ رسیده است که بیلد ادامه میدهد با بیوگرافی سرافینا که خواندگانش اگر اورا نمیشناسند آشن گردند. 13 سال پیش وقتی بره بود برنهارد نگاهداریش را بعهده گرفت و مانند حیوانات خانگی در خانه اش از او مراقبت مینمود و با خود به شورای شهر میبرد و سوار تراموایش میکرد تا جایی که شهردار مونیخ که در عرصه سیاسی آلمان وزنه ایی میباشد با سافینا عکسی بیادگار دارد و میافزاید در نامه ایی که برای خدا حافظی نزدیکان متوفی مینویسند و با آن دفن میکنند این حامی حیوانات نوشته بوده است من یقین دارم او الان در کهکشان, در راه شیری آن جایی مناسبی دارا میباشد و ما همدیگر را بار دیگر خواهیم دید .

ترجمه مختصری هم از آگهی ترحیم
او با توجه به اعتماد بنفس فراوانش گوسفند شاد و با روحی بود. او به ما انسانها امانتداران زمین یاد آوری میکرد که حیوانات مفیدی چون او که با ما روی کره خاکی زندگی میکنند هم حق حیات دارند.من از این همراه ویژه خود که مرا وادار کرد به ارزش مالای تفاهم پی ببرم . من لحظه های پر از هارمونی و هماهنگ و شاد مان را فراموش نخواهم کرد.
با مهر و عشق و سپاس
برنهارد فریک
از طرف دخترانت سان شاین sunshine و سولاراsolaraو تمام دوستان دو پا و چهار پایت


۱۱ نظر:

عمو اروند گفت...

جالب بود هر چهار بخش نوشته بخصوص داستان سوفیا لورن که فیلم‌های بسیاری از او دیده‌ام، از سیاه‌وسفید تا زمانی‌که فیلم‌ها رنگی شدند. اما نامی در حافظه‌ام باقی نمانده است. در یکی از فیلم‌های که او در نقش پارتیزانی علیه فاشیست‌ها می‌جنگید، گرفتار شد، باو تجاوز کردند و سرش را تراشیدند، همان داستانی که امروز در ایران اتفاق افتاده و می‌افتد و رهبرش مدعی است که به نظام ظلم شده است.

صادق اهری گفت...

با "عشق ها و دل بازی" هاست که آدمی امید مییابد به زندگی

كيانا گفت...

حسين گرامي ، خوشحالم كه شعور و اگاهي انسانها درآن سوي مرزها، آنقدر بالا رفته كه كم كم به احترام گذاشتن به حقوق حيوانات عادت كرده اند. در اين مملكت خراب شده بايد با ترس و لرز دست نوازش بر روي سر حيوان بدبختي كشيد. اين گوسفند خوشبخت به چه دليلي مرد؟ فكر كنم اولين گوسفندي باشد كه كشته نشده و از اين دنيا رفت.با اجازه ي شما اين مطلب را با ذكر آدرس وبلاگ شما در تالار گياهخوارن مي گزارم.

بیتــا گفت...

سلام بوی پاییز میاید ودلم برای خش خش برگهای پاییزی زیر پاهایم تنگ ودر مورد سوفیالورن جالبرین خاطره اینکه بچه بودیم دوست داشتیم وقتی بازی میکردیم میخواستیم شغل انتخاب کنیم وقتی هنرپیشه میشدیم یا سوفیالورن ویا برزیت باردو ویا فرح فاوست میشودیم یادش بخیر
توی مراغه یک گوسفند داشتم بسته بودیم به درخت تا به محل عادت کنه چون تازه خریده بودیم دلم براش میسوخت اخه تا زمانیکه من از مدرسه برسم اصلا به کسی محل تمیگذاشت تا من میزسیدم فوری واکنش نشان میداد که همه اسمش گذاشته بودند باتی اسم نوجوانی من بودروزیهم که میخواستند سر ببرن من عزا گرفته بودم ولی رسم مراغه بود که گوشت ومرغ هرکس خودش در خانه تهیه میکرد در اون باغ چون قصابی به اینصورت امروزی نبود اونجا واین تکرار بود بمدت چند سال
با ارزوی بهترینها برای شما

گوش قرمز گفت...

جناب امیریه گرامی مطالب بسیار زیبا بود

خصوصا یادی از سوفیا لورن زیبا که البته از لحاظ لطافت و ظرافت به گرد مریلین مونرو هم نمی رسد اما سوفیا هم حقیقتا زیبا بوده و بر منکرش لعنت !!

در مورد آن ببعی مهربان هم ، در یکی از گاوداری های داخل ایران ، مدیر آنجا گاو ها را تک تک با نام صدا می زند و خودشان می آیند که شیرشان دوشیده بشود

اگر خودم در یکی از برنامه های همان صدا و سیمای ملعون ! ندیده بودم باور نمی کردم

حیوانات همه باهوشند و همه مهربانند و همه حق زندگی دارند / وای بر ما انسان های بی رحم خودخواه ....

کوچه نادری گفت...

ممنون بخاطر مهربونی هاتون
اسم اینا گل نازه. این گل با نور خورشید باز می شه و با رفتن خورشید بسته.
شاد باشین همیشه

صدف گفت...

مرحوم مشکاتیان و شهره آغداشلو از افتخارات جامعه ایرانی هستن.
الحق سوفیا لورن خوشکل بوده ها همه ی این زیبایی هم بدون یه ذره عمل جراحی پلاستیک بوده واقعا الان همچین خوشکلایی کم هستن.

فروغ گفت...

حسین عزیز
می بینی چقدر آدمی می تواند بنویسد و بخواند و بداند؟ از همه چیز و همه کس. باید هر چه در توان داریم را بکار ببریم تا نام ایران و ایرانی همواره زنده بماند. ممنون از مطالبت و باز هم ممنونم که بهم سر می زنید.

فروغ گفت...

در ضمن حسین عزیز
قدر دخی رو بدون. این پرنده لطیف و معصوم قلب بسیار کوچکی دارد که شاید با یک اخم، یک جدایی حتی کوتاه مدت و یا یک صدای بلند باز بایستد. عمرش کوتاه است اما در همین عمر کوتاه از خودش برایت جاودانگی بزرگی به ارمغان خواهد آورد.

ژاله گفت...

درود بر حسين گرامي. گويا من ديرتر از دوستان سر زدم به وب لاگ مفيد شما. بگذاريد به پاي خستگي و حواس پرتي.
چقدر عكس دخي خانم خوشگله.
من از 8-9 سالگي از هواداران سرسخت سوفيالورن بودم و هنوز هم در 75 سالگي بسيار جذاب مانده (با اينكه مثل خيلي ها هيچ عمل جراحي پلاستيك انجام نداده). يادمه خواهرم هوادار بريژيت باردو بود و من هوادار سوفيا.
براي مشكاتيان هم متاثر شده ولي از شهره آغذاشلو زياد خوشم نمياد (دليلش را هم نميدانم!). عذاداري براي بع بع هم كه فوق العاده بود.

یوسف گفت...

مرسی از شما. البته باید توجه داشت که ایشون بغیر از اون بچه گربه یک چشم، حق انتخابهای دیگری رو هم داشته. نمیدونم که آیا متوجه این موضوع شدید؟؟